السيد الخميني
مقدمة الآشتياني 28
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية
يافت به قلب تقيّ نقىّ احدى احمدى ، الثابت في حاقّ الوسطية والبرزخية والعدالة وقال : نحن السابقون الآخرون . از همين جهت در أزل الآزال آن چه كه بر كليهء أنبياء وأولياء از أمم سابقه ولاحقه أفاضت شد ، بر كتاب استعداد آن حقيقت إلهية دفعتا نازل گشت . وأو در حقيقت به حسب عين ثابت وقابليت منشأ ظهور قابليات است ودر مقام ظهور در عرصهء فعل واسطهء كليهء كمالات است وآن چه بر كتاب استعداد أو رقم زده شد ، به ظهور تدريجي در عوالم خلقي ظاهر گرديد . كريمهء إنّا أنزلناه أشارت است به وجود جمعى كلام الهى در مقام علمي اجمالي وقرآني . وقوله : * ( في لَيْلَةِ الْقَدْرِ ) * اشاره است به نزول حقيقت قرآنيهء شامل جميع حقايق خاص مرتبهء إلهية وكونيه در بنيهء احمدى وقلب بالغ به مقام « قابَ قَوْسَيْنِ » محمدي . چه آن كه به اعتبار فناى آن حقيقت در مقام احديت نزول وتنزل امكان ندارد ، جز تنزل آن حقيقة الحقائق ، بدون تجافى از مقام ذاتي خاص خود كه از آن به « قلب واقع در مقام سرّ » تعبير مىشود ، به مرتبهء « قابَ قَوْسَيْنِ » . نفس انساني بعد از عبور از مقام عقل منوّر به نور شرع ومنزه از تبعات نفس ، به مقام « قلب » مىرسد . ودر مقام قلب دريچه اى از مقام غيب بر أو گشوده شود وبا ادامهء سير معنوي وعروج روحاني باب تجليات اسمائيه بر أو گشوده شود وبه مقام « روح » رسد . ومرتبهء روحيه محاذى مقام « واحديت » قرار دارد ، كه از آن تعبير به مقام « قلب بالغ به مقام روح » مىنمايند . از آن چه ذكر شد فهميده مىشود كه چرا مؤلف محقق ، امام خمينى ، أعلى الله مقامه ، مكرر در رسالة تصريح نمودهاند كه « فيض أقدس » باطن مقام ولايت محمديه ، عليه السلام ، است . مرادشان آن است كه مرتبهء « واحديت » ، كه از آن به مرتبهء أسماء وصفات ومقام ظهور أسماء وتعينات أسماء ، يعنى أعيان ثابته ، تعبير كردهاند ، ناشى است از مقام احديت وصورت وتعين وظهور أسماء وتميز آنها بتفصيل وتعين هر اسمى يا صفتي ، به عين ثابت ، كه صورت معلوميت حق به ذات خود است ، مىباشد . وآن چه ظهور بهم رساند انحاى تعقلات حق است . وعلم حق به ذات مستلزم تعينى است در مقام ظهور وتفصيل أسمائي ، كه در مرتبهء علم تفصيلي در تعين ثاني حاصل گردد وهر اسمى را صورتي علمي وعيني است كه صورت معلوميت ذات است .